| سپاه امام مهدى علیه السلام |
| ساعت ۱٢:٠٥ ق.ظ روز ۱۳۸۸/٤/٢ |
|
|
| امام مهدی (عج) نوید بخش پیروزی حق بر باطل |
| ساعت ۱٢:٠٢ ق.ظ روز ۱۳۸۸/۳/۳٠ |
|
اندیشة پیروزی نهایی نیروی حق و عدالت بر باطل و ستم و برپایی تمام ارزشهای انسانی به دست مبارک «مهدی» اندیشهای است که همه گروههای مسلمان، آن را باور دارند؛ زیرا ریشه در قرآن کریم دارد؛ اما چرا نام «مهدی» در قرآن نیامده است؟ آیا اگر نام او میآمد، باور مردم به او عمیقتر نمیشد؟ برای پاسخ به این سؤال، روشهای قرآن مجید را در معرفی انسانهای خوب و وارسته بیان میکنیم. قرآن برای شناساندن این افراد، از سه راه استفاده کرده است : راه اول. معرفی با اسم: نخستین راه شناساندن، آوردن اسم شخصیت مورد نظر است؛ مانند: (و ما محمد الا رسول)[1] یا (واذکر فی الکتاب مریم)[2]
1- تمام زمین را در اختیارشان میگذارد؛ همانند حکومتهای صالحان گذشته؛ چون نوح و داود و سلیمان. 2- دین آنان را در تمام زمین برتری و گسترش میدهد؛ دینی که خداوند برای انسانها پسندیده است؛ یعنی اسلام همراه با ولایت اهل بیت «علیهم السلام» که جریان غدیر و آیههای مربوط به آن ، آن را میرساند. 3- امنیت و آرامش را جایگزین ترس و وحشت مؤمنان درستکار قرار میدهد. البته امنیت کامل، زمانی حاصل میشود که سراسر زمین در اختیار مؤمنان با تقوا باشد و دشمن قابل توجهی مقابل آنان نباشد. 4- نتیجه این حکومت، از میان رفتن جلوههای شرک و نفاق و پرستش خدای یکتا است. در پرتو آن، برکت از آسمان و زمین آشکار میشود و همگان در رفاه و آسایش قرار میگیرند. رسول خدا صل الله علیه و آله و سلم در ذیل این آیه فرمود: و فرمود:
امام سجاد علیه السلام پس از تلاوت آیه فوق فرمود: به خدا سوگند! اینان شیعیان ما هستند. خداوند به دست مردی از ما، این کار را در حق آنان خواهد کرد و آن مرد، مهدی این امت است و او همان کسی است که پیامبر صل الله علیه و آله و سلم (دربارة او) فرموده است: «اگر از عمر دنیا جز یک روز نمانده باشد، خداوند آن روز را چنان طولانی کند تا مردی از خاندان من حاکم جهان گردد. نام او هم نام من است. او زمین را از عدل و داد پر خواهد کرد همان گونه که از ظلم و ستم لبریز شده باشد.»[9] در پایان، یادآور میشویم، اهل سنت نیز روایاتی آوردهاند که آیاتی از قرآن را درباره حضرت مهدی(عج) و حکومت جهانی آن حضرت میداند؛ برای نمونه فخر رازی در ذیل آیه3 سوره بقره، از مصادیق «غیب»، مهدی آل محمد(عج) را میداند که باید به آن ایمان داشت.[10] پی نوشت ها: [1]. آل عمران:144.
کلمات کلیدی: حضرت مهدی عج
|
|
| نشانه هاى پیدایش این حکومت |
| ساعت ۱٢:٠٠ ق.ظ روز ۱۳۸۸/۳/٢٥ |
|
سنرِیهِمْ آیاتِنَا فى الاَفَاقِ وَ فى أَنفُسِهِمْ حَتى یَتَبَینَ لَهُمْ أَنّهُ الحَْقّ أَ وَ لَمْ یَکْفِ بِرَبِّک أَنّهُ عَلى کلِّ شىْءٍ شهِیدٌ .
بزودى آیات و نشانه هایى از قدرت خود را در صحنه گیتى و در (کشور) وجودشان بدانها نشان خواهیم داد، تا بر آنها آشکار شود که حق است . وَ لَنَبْلُوَنّکُم بِشىْءٍ مِّنَ الخَْوْفِ وَ الْجُوع وَ نَقْصٍ مِّنَ الأَمْوالِ وَ الأَنفُسِ وَ الثّمَراتِ وَ بَشرِ الصابرِینَ . و هر آینه شما را به وسیله ترس و گرسنگى و نقص در مالها و جانها و میوه ها مى آزماییم ، و صبرکنندگان را بشارت ده .
علائم و نشانه هاى قبل از ظهور در این روایات عبارت است از:
کلمات کلیدی: حضرت مهدی عج
|
|
| آیا تلفظ بنام مقدس حضرت قائم (عج ) جایز است ؟ |
| ساعت ۱۱:٥۸ ب.ظ روز ۱۳۸۸/۳/٢٢ |
|
مشهور بین جمعى از محدثان و راویان آن است که تکلم به نام اصلى امام عصر(عج ) حرام است ولى تلفظ به القاب آن حضرت مانند مهدى ، حجت ، قائم و... حرام نیست .
کلمات کلیدی: حضرت مهدی عج
|
|
| ارتباط با امام زمان (عج) |
| ساعت ۱۱:٥٦ ب.ظ روز ۱۳۸۸/۳/۱۸ |
![]() هر خارق عادت یا کرامتی که به دست ناشناسی صورت میگیرد و فیضی از ناحیه او به دیگران میرساند، از سرچشمه فیاض امام عصر(ع) جاری میگردد؛ امّا چنین نیست که آن ناشناس لزوماً وجود مبارک ولیعصر(ع) باشد بلکه آن حضرت شاگردان صالحی دارد که به امر ایشان گره از کار فروبستة دیگران میگشایند و واسطة رسیدن فیض امام به آنان میشوند.
حیات انسانی و معقول بشر در گرو پیوند با حقایق وحیانی قرآن کریم است، زیرا وحی، یگانه عامل زندگیبخش بشر و پیروی از دستورها و آموزههای آن، زمینهساز باریابی به زندگی معقول و مطلوب است:
تشرف بیواسطه و مستقیم به محضر نورانی امام زمان(ع) لیاقت و شایستگیهایی ویژه میخواهد، از این رو تنها اوحدی از موحدان به باریابی محضر مطهرش توفیق مییابند.
ارتباط با امام زمان(ع) آرزوی هر منتظر مشتاق و افتخار والای هر صاحب معرفتی است؛ امّا این کالای ثمین به اقتضای قدر والای خود در کنار اولیای بیادعایی که از خورشید آن کسب نور کردهاند، همواره به مدعیانی مبتلا بوده است که ادعای ارتباط با قلب عالم را ویلة نیل به اهداف روا یا ناروای خویش قرار داده و خواسته یا ناخواسته رهزن مؤمنان مشتاق امّا سادهدلی شدهاند که دائماً تشنة رسیدن خبری یا رؤیت اثری از جان جانان عالماند.
کلمات کلیدی: حضرت مهدی عج
|
|
| نتیجه محبت به امام زمان(عج) |
| ساعت ۱۱:٥۳ ب.ظ روز ۱۳۸۸/۳/۱٥ |
|
حضرت فرمود: «ما، با شادی شما، شاد میشویم، و از غم شما اندوهناک، و از مریضی شما مریض میگردیم، و برای شما دعا میکنیم، پس شما هم دعا میکنید و ما آمین میگوییم.»
کلمات کلیدی: حضرت مهدی عج
|
|
| حکمت دوم غیبت |
| ساعت ۱۱:٥٢ ب.ظ روز ۱۳۸۸/۳/۱٠ |
|
و به همین دلیل امام صادق(ع) میفرماید: «ای شیعیان اهل بیت بدانید که امورتان مانند سرمه در چشم است که شخص میداند چه موقع سرمه در چشم میرود و نمیداند چه موقع سرمه از چشم میرود. زمانی است که افراد، صبحهنگام در دین هستند و شبهنگام از دین خارج میشوند و کسی هم شب در دین ما هست و صبح، از دین خارج میشود».
کلمات کلیدی: حضرت مهدی عج
|
|
| اهل مشرق در عصر ظهور |
| ساعت ۱۱:٤٩ ب.ظ روز ۱۳۸۸/۳/٦ |
|
پیامبر اکرم(ص) فرمودند: گنجی در نزد شماست که بر سر آن جنگی میان سه نفر از فرزندان پادشاهان اتفاق میافتد که هیچ یک در آن به پیروزی نمیرسند. سپس از سمت مشرق پرچمهای سیاهی پدیدار میشود، آنها نبردی خواهند کرد که هرگز مانند آن اتفاق نیفتاده است.
![]() اشاره: پیامبر اعظم(ص) اسلام مجموعة تکاملیافتة فضائل همة انبیاء و اولیای الهی در طول تاریخ و درخشانترین کهکشان عالم وجود است که هزاران منظومه و خورشید درخشان فضیلت و کرامت را در خود جای داده است، علم توأم با اخلاق، حکومت همراه با حکمت، عبادت همراه با خدمت به خلق، جهاد توأم با رحمت، عزت همراه با فروتنی، روزآمدی توأم با دوراندیشی و صداقت با مردم در عین پیچیدگیهای سیاسی از ویژگیهای بارز پیامبر اکرم(ص) است. جلوة آشکار و مظهر اسمای خداوندی، نمونة انسان کامل و سرآمد تمام پیامبران و ختم رسل است. پیامبر رحمت و رأفت دربارة ویژگیهای یاران آخرین جانشین خود، یعنی حضرت مهدی(ع) بیاناتی دارند که به اجمال به چند نمونه از آنها اشاره میکنیم. در روایات رسیده از پیامبر اعظم(ص) شاهد اسامی برخی از ملتها و یا سرزمینهایی هستیم که ظاهراً نقش خاصی را در آخرالزمان و هنگامة ظهور ایفا میکنند و نیز ارتباط خاصی با امر ظهور و نهضت آن حضرت دارند. یمن، عراق، مصر، فلسطین، شام و ایران نمونههایی از این مناطقاند. در این مجال نگاهی به روایاتی میاندازیم که متوجه اهل خراسان (ایران)اند؛ آنهایی که در لسان روایات به «اهل المشرق» و یا «اهل الفارس» تعبیر شدهاند. قبل از بررسی این احادیث، برخی از صفات و ویژگیهای این گروه که هر کدام در روایتی ذکر شده است را بنگرید: پیامبر اکرم(ص) میفرمایند: آنها کسانی هستند که اگر دین در ثریا باشد مردانی از ایشان به سوی آن رفته و به آن دست مییابند1، پس از من در [نوع] رابطهشان با اهل بیت من مورد آزمایش قرار میگیرند2، سرسپردگان و پیروان حضرت مهدی(ع) هستند3، مانند آهن محکم و استوار4، و مانند شیر درنده، شجاع و مقاوماند5، همة آنها بهشتی خواهند بود6. نمونههای بسیاری از این احادیث در کلام مبارک پیامبر اکرم(ص) دیده میشود، اما آنچه که به عنوان نشانة این گروه آمده است «رایات سود» یا همان پرچمهای سیاه رنگ است که از مشرق ظهور میکند. اینکه صاحبان این پرچمها چه کسانی هستند و چه خواهند کرد سؤالی است که جواب آن را در روایات جستجو کردیم: کسی که آنها را یاری کند خداوند را یاری کرده است، در غیر این صورت خداوند آنها را خوار و ذلیل میکند. پیامبر اکرم(ص) از بلاهایی که به اهل بیت او خواهد رسید یاد کردند تا آنکه فرمودند: پرچمی از مشرق به رنگ سیاه ظهور کرده که هر کس آن را یاری کند خداوند را یاری کرده و هر که آن را یاری نکند خداوند او را خوار و ذلیل مینماید. تا آنکه صاحبان پرچم نزد مردی میآیند که همنام من است. و او را امیر خود میگردانند و خداوند نیز او را تأیید و یاری میکند.7 البته تعداد روایاتی که در مورد «پرچمهای سیاه» وارد شده، متعدد و فراوان است و شاید اصل آن، یک حدیث باشد که به صورتهای متعددی بیان شده است. اما آنچه که پس از تحقیقات به آن رسیدیم، مطمئن شدیم که اصل حدیث متوجه آمادگی طایفهای از خراسان برای پیروی و یاری حضرت مهدی(ع) است.8 هرکه از آنها آگاهی یابد به سوی آنها برودو با ایشان بیعت نماید. آن حضرت میفرمایند که پرچمهای سیاهی از سمت مشرق پدیدار خواهند شد که دارندگان آنها دلهایی سختتر و محکمتر از آهن دارند و هر کسی خبر آنها را بشنود باید بهسوی آنها رفته و با ایشان بیعت نماید، هرچند از روی یخ بگذرد.9 در این روایات نام مبارک حضرت مهدی(ع) و نیز برخی از صفات ایشان هم آمده است: حضرت مهدی(ع)، خلیفةالله، هم در میان آنهاست. هرگاه دیدید پرچمهای سیاه از سمت خراسان ظاهر شده نزد آنها رفته هرچند از روی یخ بگذرید. خلیفهالله، حضرت مهدی(ع) در میان آنهاست.10 ![]() اگر کوهها بر سر راهش قرار گیرند آنها را نابود میسازد. مردی از فرزندان امام حسین(ع) از سمت مشرق خروج خواهد کرد که اگر کوهها بر سر راهش قرار گیرند، آنها را منهدم کرده و از میانشان راه میگشاید. روایات، حاکی از ظهور گروهی قدرتمند از مشرقاند که به فرماندهی شخصی به نام شعیب بن صالح از قبیلة بنی تمیم است. وی با یاران سفیانی نبرد کرده و آنها را شکست میدهد تا آنکه وارد بیتالمقدس شده و آمادة حکومت حضرت مهدی(ع) میگردد. و از سمت شام توسط سیصد نفر نیز یاری میشوند، بین خروج او (شعیب) و رسیدن حضرت مهدی(ع) هفتاد و دو ماه طول میکشد.12 در روایت دیگری آمده است: فتنهها شهر زوراء را فرا میگیرد تا آنکه بسیاری از زن و مردها کشته میشوند و اموالها غارت میگردد و چه تجاوزهایی که به نوامیس مردم صورت میگیرد، خداوند رحمت کند کسی که زنان بنیهاشم را در آن روز پناه دهد که آنان حرمت و آبروی من میباشند... سپس مردی از قبیلة بنی عقیم به نام شعیب بن حاصل خروج میکند، پرچم شعیب سیاه و هدایت شده به نصر و یاری و کلام الهی بوده تا آنکه خود را به حضرت مهدی(ع) میرساند و میان رکن و مقام با او بیعت میکند.13 هر که از او پیروی نماید نجات یافته و هر که از او تخلف کند هلاک خواهد شد. رسول خدا(ص) میفرمایند: قیامت بر پا نخواهد شد، تا آنکه قائم ما برای حق به اذن خداوند متعال قیام کند. هر کس از او پیروی کند نجات یافته و هر کس از او تخلف کند هلاک خواهد شد. به خاطر خدا، به هر شیوهای هر چند از روی یخ بگذرید، نزد او بروید که او خلیفة خداوند عزوجل است.14 همانطور که مشاهده میفرمایید در این احادیث تعبیر به این مضمون آمده است که... ولو حبواً علی الثلج (هرچند از روی یخ بگذرید). این تعبیر در روایات، مختص به بلاد خراسان است.15 صاحبان پرچمهای سیاه جنگی خواهند کرد که هرگز مانند آن اتفاقی نیفتاده است. پیامبر اکرم(ص) فرمودند: گنجی در نزد شماست که بر سر آن جنگی میان سه نفر از فرزندان پادشاهان اتفاق میافتد که هیچ یک در آن به پیروزی نمیرسند. سپس از سمت مشرق پرچمهای سیاهی پدیدار میشود، آنها نبردی خواهند کرد که هرگز مانند آن اتفاق نیفتاده است (راوی گوید سپس حضرت چیزی فرمودند که آنرا به خاطر ندارم) آنگاه فرمودند: هنگامی که آن پرچمها را دیدید به هر وسیلهای که میتوانید هر چند از روی یخ بگذرید خود را به آنها رسانده و با ایشان بیعت کنید، زیرا او خلیفة خدا حضرت مهدی(ع) است.16 البته قابل ذکر است که روایات، آغاز امر ظهور گروهی که از مشرق برخاسته و خود را آماده و مهیا برای پیروی از آن حضرت میکند، را مورد توجه قرار میدهند و چیزی از ظهور خود آن حضرت از مشرق در این روایات وجود ندارد. آنچه که مشهور و متواتر است آن است که حضرت مهدی(ع) در مکه ظهور خواهند کرد. ![]() پینوشتها: 1. قرطبی، الجامعلأحکام القرآن، ج16، ص76؛ طبرسی، مجمعالبیان، ج5، ص108. 2. کنزالعمال، ج11، ص124. 3. منتخب الاثر، ص304. 4. ینابیع المودة، ص491؛ بحارالانوار، ج51، ص84. 5. جمعالجوامع، ج1، ص1019. 6. کنزالعمال، ج4، ص299. 7. بحارالانوار، ج28، ص78. 8. کورانی، علی، معجم الاحادیث المهدی(ع)، ج2، ص390. 9. اثبات الهداة، ج3، ص596؛ ینابیع المودة، ص182. 10. ابن طاووس، ملاحم، ص53؛ ینابیع المودة، ص182. 11. منتخب الاثر، ص199؛ اثبات الهداة، ج3، ص614. 12. ملاحم ابن طاووس، ص49. 13. همان، ص137. 14. عیون اخبار الرضا، ج2، ص59؛ منتخب الاثر، ص204. 16. بحاالانوار، ج51، ص83.
کلمات کلیدی: حضرت مهدی عج
|
|
| حکایت دیدار |
| ساعت ۱۱:٤۳ ب.ظ روز ۱۳۸۸/۳/۳ |
|
او نه دانشمند نامداری بود و نه چهره شناخته شده و مشهوری، امّا مرد کاسب دینباور و پرواپیشهای بود که به راستی از خوبان عصر خویش بود، یعنی معتقد بودند که از اوتاد و ابدال است، امّا ناشناخته و گمنام میزیست. در تهران پینهدوزی میکرد.
کلمات کلیدی: حضرت مهدی عج
|
|
| زندگینامه آیتالله بهجت در یک نگاه |
| ساعت ۱۱:۳۸ ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/۳٠ |
|
حضرت آیة الله العظمى آقاى حاج شیخ محمد تقى بهجت (دام ظله) در اواخر سال 1334 (ه.ق) در شهر فومن واقع در استان «گیلان» به دنیا آمد و هنوز 16 ماه از عمرش نگذشته بود که مادر را از دست داد.
کلمات کلیدی: حضرت مهدی عج
|
|
| شعر درباره امام زمان (عج) |
| ساعت ۱۱:٠٩ ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٢٠ |
|
کاش! و بی خیال تو حاشا! نبود و نیست به جانم هوای گشت و گذاری میبارد از کرانه دل، عطر آفتاب با تو زمانه خانه آیینه میشود با تو سرود لاله، سرود شکفتن است با تو هوای سرخ رهایی است در پَرم با تو هزار حنجره آواز با من است مهمان بزم آینه ها میشود دلم دلتنگی ام زآمدنت چاره میشود یاد تو میبَرد غم دل های خسته را میآیی ای غزال غزل های انتظار!
آرزو دارم بتابی در دل تاریک غم ها مانده ام در حسرت و غم زانتظار دیرپایت محرمی کو تا بداند، درد بی پایان ما را؟ تاب ماندن نیست این دل، این دل درد آشنا را مژده سبز رهایی! آرزو دارم بیایی گفته ای آدینه ها را چشم در راهت بمانم
بیا تا زعطر نفس های تو ببارد گل از طاق آیینه ها ثمر آورد شاخه انتظار بیا تا دل عاشق ما پر از شکوفا شود گل به بزم چمن بیا تا گل چشمه آفتاب به پایان رسد قصه داغ ما سر آید غم بیکسیهای ما بیا تا زعطر محمد (صلی الله علیه وآله وسلم) جهان بیا تا ز دیدارت ای مهربان! زمین واکند سفره عشق را بیا تا دل خسته «نسترن»
بگیر دست مرا از کرامت و یاری مرا بخوان به حضور تمام آینه ها مرا ببر به دیار گل و ستاره و نور بخوان به خطّه خورشید و آفتاب مرا به سمت سبز ترین سبز، رهسپارم کن بریز جرعه نوری به ساغرجانم مرا ببر به دیار کبوتران سپید مرا ببر به تماشای باغ نیلوفر مرا به خانه سبز نسیم مهمان کن مرا ببر به زیارت،زیارت گل یاس مرا ببر به زلالی ترین کرانه رود بیا که تنگی دل را به مِهر چاره کنی بیا که دست بدارم زهر چه اینجاییست بیا زدست غم و غصه ها، رهایم کن بیا که بی تو دلم تنگ از زمانه شده است به روی «نسترن» از مرحمت دری واکن
کاش! روزی دست بردارد زدلها بیقراری ز آسمان دل ببارد قطره قطره روشنایی بشکند بغض زمین را گریه های عاشقانه شام بی فردای بی پایان ما شب زنده داران درسکوت لحظه ها جاری شود عطر شقایق چشمه نوری بتابد از افق هایرهایی سایه سار رحمتی پیدا شود از بیکرانها آفتاب عالم افروزی برآید ناگهانی «نسترن» در سایه دستان سبز مهربانی
از جاده های روشن امید مردی که داغ کربلا دارد از آسمان کعبه میتابد در آرزوی روز دیدارند تمنای دل شیدا، امید دیده تنها! زهجرانت غمی دارم،فراق و ماتمی دارم بیا و روشنایی ده، حضور خلوت ما را به هر سویی که رو کردم، جمالت آرزو کردم سرشکی دارم و آهی، شرار و درد جانکاهی گل باغ تمنایم زعشقت ناشکیبایم دمی بنشین کنار من، بهار انتظار من! به یادت ای گل زیبا! ببین سرشارِ سرشارم
میگدازد دل حسرت زده تنها را روز در ماتم دیدار تو همخانه غم شد نصیب دل ماتم زده از دوری تو کو قراری که سر آریم غم هجر ترا؟ چشم درراه توماندیم قسم بر همه عشق! تا نتابی گل خورشید به باغ دل ما ذره را کاش! به لطف و به کرم بنوازی چاره ای کن به غم و درد و پریشانی ما کاش! کار دل غمدیده به سامان برسد «نسترن» را زغم و غصّه رهایی چه شود؟
می تابی ای فجر زیبا! از مشرق انتظارم می تابی ای روشنای شبهای دلواپسیها! ای یادگار سپیده! ای از تبار نجابت! سوز عطش میگدازد، دلهای در آرزو را دیگر برایم نمانده، آرام و صبر و قراری فجر امیدم تو هستی، من ماندم و داغ غم ها ایکاش پایان بگیرد! روزی غم انتظارم ای یاد رویت قرارم! جانم لبالب زدرد است میآیی و می فشانی از چهره گرد ملالم آقا! قسم بر محبّت! چشم انتظار تو هستم می آیی ای انتظارم! ای عطر سبز بهارم! آن روز، آن روز موعود، ای آرزوی همیشه!
مثل رؤیا سبز سبزی، مثل دریا مهربانی میتراود از نگاهت قطره قطره روشنایی از نفس های زلالت میچکد بوی بهاران مینوازی خاطرم را با نسیمی از کرامت میوزی همراه گلها، هر سحر درباور من بوی خوب عشق داری، آشنا با کوچه هایی بی تو نومیدم زهستی، با تو سرشار بهارم
کاش! میآمدی زجاده نور عطر پیغام سرمدی، مهدی (علیه السلام)! عاشقانیم و بی قرار توایم بیحضور تو دیده دریایییست کاش! میآمدی زخلوت راز ای تو تفسیر ذکر و مدح و ثنا! قائم آل عشق، روح قیام قائم آل نور، یا مهدی (علیه السلام)! سوره سوره عدالتی به خدا! ای نماز تو زینت دینم! راز گویای عالم هستی! شور عشق است در سجود شما عطر سجاده تان بهاری سبز از تبار زلال آیینه! چه شکوهی است در نیایش تو همه دلهاست در تب و تابت در نماز تو عطر عاشورا است کاش! روزی به اقتدای شما با تو عطر قیام برخیزد با تو جاری شود در آیینه با تو جاری شود زلال خدا سبدی از گل و سیب و غزل وآینه داشت من زلال نفسش را به خدا! حس کردم به صنوبر، به شقایق، به گل یاس قسم! به گل افشانی دلهای رها میآمد عطر پیغام سحر بود که جاری میشد پی درمان غمِ دخترکی میآمد ردّ پایش سر آن کوچه خلوت پیدا است در هوایش دل من بود که از خود میرفت مثل هر روز سلامی و گل لبخندی عابران را گل و آیینه تعارف میکرد صبح فردا زهمین کوچه گذر خواهد کرد
آشفته ام چو موج به دریای زندگی یکدم بپرس این همه غم این همه بلا دور از بهار روی تو بیبرگ مانده ام بنشین ز راه لطف دمی در کنار دل
از عطر دلاویزت سرمست شده جانها ماییم و دلی تنها در اوج پریشانی رونق زرُخ ماهت در باغ و گلستان است در صحن گلستان، گل در صحن چمن، بلبل از آتش عشق تو، بس شعله به جان دارم فارغ زگل و گلشن، آسوده زگلزارم شوریده سرم یارا! بنواز دمی ما را با یاد تو در جوشم، با غصه و غم تنها امید به تو دارم، لطف تو بود یارم تو وسعت ناپیدا، من قطره بی تابم از شوق تو بی خوابم، در آتش و در آبم
کلمات کلیدی: حضرت مهدی عج
|
|
| بهترین هدیه به امام زمان عج |
| ساعت ۱۱:٠٧ ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/۱٦ |
|
دعا کردن برای فرج امام زمان علیه السلام بهترین هدیه برای حضرت است. برای حضرت صدقه بدهیم و محبّت کنیم. فرج عمومی حضرت اینست که حکومت حضرت تشکیل بشود. همه ی انبیاء منتظر آن حکومت بوده اند. اینطوری نیست که وقتی امام زمان بیاید همه ی نفوس، مسلمان می شوند، نخیر، چنین چیزی نیست، چرا؟ چون قرآن می فرماید: (وَ ألقَینا بَینَهُم ُ الْعَد'اوَة َ وَ الْبَغْضاءَ الی ' یَوم ِ الْقِیامَة) البته ما باید برای این نظام تلاش کنیم امّا نباید خیال کنیم که ما چون این نظام را قبول کردیم پس ما مسلمانیم. نخیر! مسلمان نیستیم و باید اقرار کنیم که ما مسلمان نیستیم. اسلام چیز دیگری است.
کلمات کلیدی: حضرت مهدی عج
|
|
| آخر الزمان چیست؟ |
| ساعت ۱۱:٠٥ ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/۱۱ |
و امّا آخرالزمان در آیین اسلام؛
کلمات کلیدی: حضرت مهدی عج
|
|
| علائم ظهور امام زمان عج |
| ساعت ۱۱:٠٢ ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٧ |
|
الف- روایاتی که جوّ قبل از ظهور را مشخص می سازد. ب – حوادث پیش از ظهور 4- بنابر روایات ائمه (ع)، سید حسنی مردی از بزرگان شیعیان است که در ایران و از ناحیه «دیلم و قزوین» (کوهستانهای شمالی قزوین که یک قسمت آن دیلمان نام دارد) خروج و قیام می کند. مردی خداجو و بزرگوار است که ادّعای امامت و مهدویت نمی کند، و فقط مردم را به اسلام و روش ائمه معصومین (ع) دعوت می نماید، و کارش بالا می گیرد و پیروان بسیار پیدا می کند، و مطاع و رئیس است و مانند سلطان عادلی حکومت می کند، و هنگامی که با سپاهیان و یاران خود در کوفه است به او خبر می دهند که امام قائم (ع) با یاران و پیروان خود به نواحی کوفه آمده است، سید حسنی با لشکریان خود با امام (ع) ملاقات می کند؛ امام صادق(ع) فرموده اند که سید حسنی امام را می شناسد اما برای آنکه به یاران و پیروان خود امامت و فضایل امام را ثابت کند آشنائی خود را آشکار نمی سازد، و از امام می خواهد که دلائل امامت را ارائه دهد، وامام (ع) ارائه می فرماید و معجزاتی آشکار می فرماید، و سید حسنی با امام بیعت می کند و پیروان او نیز با امام بیعت می کنند، بجر گروهی حدود چهار هزار نفر که نمی پذیرند و به امام (ع) نسبت سحر و جادوگری می دهند، و امام (ع) پس از سه روز موعظه و نصیحت، چون می پذیرند و ایمان نمی آورند، دستور قتل آنها را صادر می فرمایند و همۀ آنان به فرمان امام کشته می شوند. 5- «ندای آسمانی»:
علائم و نشانه های دیگری نز در کتاب ها جمع آوری شده است؛ امّا آیا این علائم همه واقع می شوند یا ممکن است در آنها تغییراتی بوجود آید موضوعی است که در جای خود بررسی و مقرر شده و فرموده اند علائم بر دو قسم است: حتمی و غیر حتمی، و آنچه حتمی است واقع می شود. پی نوشتهابه: روضۀ کافی، ص 36 – 42، و اثبات الهداة، ج7، ص 390 – 391، و بحار، ج 52، ص 254، و کفایة الموحدین، ج2، ص 844- 846، و منتهی الآمال، زندگی امام دوازدهم، ص 106 – 107، و بسیاری کتب دیگر که علائم و فتن راذکر کرده اند رجوع شود.
کلمات کلیدی: حضرت مهدی عج
|
|
| شعر ها و سروده هایی در مورد حضرت مهدی(عج) |
| ساعت ۱٠:٥٤ ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/۳ |
|
لحظه های عشق
ما که چون آیینه سبز و ساده ایم شورش دلهای ما، عشق علی است کیست زهرا علیها السلام؟ نو گل باغ بهشت چشمه خورشید رخشان، فا طمه علیها السلام از غمی همواره در تاب و تبیم کیست زینب (علیها السلام)؟ باور آیینه ها باز هم مائیم و داغ کربلا باز ما و لحظه های انتظار مهد ی (علیه السلام) زهرا (علیها السلام) امام از تبار آسمان و آفتاب آخرین فریاد سرخ روزگار دوستی با آل طاها عاشقیست آل طاها رمز«یاء» ورمز«سین» عشق،سرفصل کرامات خداست عشق جان را قوّت بال وپراست
صدای عشق میآید از آنسوی نهایتها نوای سبز توحید است تا هفت آسمان جاری به سمت نور میخواند کسی دلهای شیدا را کسی از جنس گلها از تبار آبی دریا کسی وامی کند دروازه های روشنایی را زلبخندش شکوفا میشود باغ گل نرگس حضورش نورمیبخشد تمام بزم هستی را سرود عشق میخواند فلک از شوق دیدارش گل فریاد میروید زحجم خاک از شوقش بساط شادمانیها مهیّا گشته در هر جا نصیب عاشقان از فیض دیدار گل رویش چراغ روشنی باید شبستان ولایت را امشب تمام کهکشانها در خروشند در بزم هستی شور وحالی جاودانه است افلاکیان در انتظار یک ظهورند درهای رحمت را ملائک باز کردند هر ذره را در دل هزاران پیچ و تاب است دریا، نوایی خوش زرقص موج دارد از بهر دیداری زمین در انتظار است بانگ طرب خیزد زخاک لاله زاران لبخند نرگس صد هزاران راز دارد از خاک میجوشد زلال زندگانی گلهای عشق ومهروایمان فرش راه است ماهی درخشان بر جبین عالم پاک عطرگل روی محمد (صلی الله علیه وآله وسلم) را نشان است او ارمغان بینظیر ملک هستی است او آیه ای زآیات پاک ذوالجلال است گنجینه اسرار حق، فجر رهاییست او برفرازد پرچم عدل خدا را ماهی فروزان از زلال نور سرمد میآید و با او طلوعی جاودانیست تضمین غزلی از مولانا زمشرق سپیده آن، طلایه دار میرسد «آب زنید راه را، زان که نگارمیرسد رسید مژده سحر، شبان انتظار را سرود لاله میبرد زجان ما قرار را «راه دهید یار را، آن مه ده چهار را گل ستاره میچکد زحجم سبز آسمان شکفته باغ آرزو، زخنده های ناگهان «چاک شده است آسمان غلغله ایست در جهان تا دل سبز آسمان، بانگ و ترانه میرود بنفشه سوی نسترن، چه عاشقانه میرود! «تیر روانه میرود، سوی نشانه میرود عطر نسیم صبحدم زباغ و داغ میرسد نوبت غصّه میرود، گاه فراغ میرسد «رونق باغ میرسد،چشم وچراغ میرسد باده خوشگوار را، باغ به جام میکند زیر و زبر زمانه را به یک پیام میکند «باغ سلام میکند، سرو قیام میکند زجام نور، لاله ها دوباره آب میخورند باده ناب ناب را چه بی حساب میخورند «خلوتیان آسمان تا چه شراب میخورند به گل نشسته ناگهان، نهال آرزویما به سر رسید عاقبت تمام های و هوی ما «چون برسی به کوی ما خامشی است خوی ما لبخند ستاره ترجمانیست شوق است که میچکد زدیده عطر نفس مسیح مریم هستی به ترنّمی دوباره است آغاز بهار روی مهدی (علیه السلام) پایان غم است و نامرادی بانگ شادمانی عاشقان،چشم انتظاران!فصل فصل عاشقیست از فراسوی زمان ها میرسد پیغام عشق آفتابی روشن از گلدسته ها سر میزند غنچه میجوشد زباغ ولاله میخندد به دشت کهکشان شد گلفشان و آسمان شد گل نشان نوبت پرواز آمد، لحظه شادی رسید مژده میآرد صبا از خاک پاک کوی دوست یار میآید سرودی تازه میباید سرود ازحضورش ذره ذره خاک،گلشن میشود میوزدازگلشن سبزمحمد (صلی الله علیه وآله وسلم) بوی عشق «نسترن» چشم انتظاران وصالش را بگو فجر شکوفان غم زمانه به لطف شما شفا گیرد زلال رحمت حق رادوباره مژده دهی عطر گل نرگس گرفته کوچه ها را همراه با لبخند گلهای شقایق از خلوت آیینه های باور عشق نوری ز شرق آسمان آبی عشق خورشید رویش از کجا تابید ای دل؟! دریای ایمان، گنج اسرار ولایت آیینه ذات جمال کبریایی آن یادگار بینظیر آفرینش از یمن میلادش زاوج آسمانها بوی شقایق میدهد دلهای عاشق زیباترین آلاله گلزار زهرا (علیها السلام) دانی که آمد؟ سرپناه دردمندان گر مشکلی افتاد گوما را غمینیست خورشید سرزد از بلند آسمانها شیرازه بنددفترعشق است مهدی (علیه السلام) فردا نماز عشق و غوغای قیامت عطر ظهورش مینوازد جان ما را زشوق عطرحضورت جهان سراسرمست زنور صبح جمال تو، ای طلیعه مهر! شفق به راه تو، آیینه ظفر بندد بهار را به درختان باغ مژده دهی به دست مهر تو درهای بسته باز شوند زعطر سبز قیام تو ای گل خورشید! چنان به جلوه درآیی که اززمین وزمان و خواب شب زدگان را چنان بر آشوبی گل به رقص آمده شادمانه عطر لبخندگل گشته جاری آمدی ای بهار دل ما! مقدمت گلفشان گلفشان باد! با تو سرشار عطر خداییم با تو ای یارما، یاورما! با تو ای مژده آسمانی! غرق شادیدل عاشق ماست بر قدوم توگل میفشانیم آیه روشن باور ما! آشناتر از خورشید، در شبان ما تابید باصفاتر از شبنم، بیریاتر از مهتاب از دیار آبیها،شهر روشناییها دست مهربانش را،سایه ساردلهاکرد از نگاه اوخواندم، رمزوراز پنهانی در صفای چشمانِ از ستاره سرشارش صبح روی زیبایش، خنده شکوفایش لحظه لحظه دیدارش،فرصتی تماشاییست رمز یک معما بودمطلع درخشانش در باغ جان زشوق تماشایش از انتهای فاصله ها آمد از سمت باغ، باغ شقایق ها درها به سمت آینه ها واشد همراه با نسیم سحرگاهی آمد که آفتاب نگاهش را آمد که داغ تشنگی ما را آمد که شوق لحظه دیدارش دل را به نور و آینه پیوندد از شرق آسمانیِچشمانش عطرش به باغ باور ما پیچید عطر گل در تاب وتبم زعشق، خودمیدانی در جان زحضور سبزتوغوغاییاست در کوچه باورم ز عطر نفست همسایه جاودانه مهتابم تا یاد توجاودانه درمن جاریاست عطردستان تو، عطر نفس باغچه هاست روشن ازنور نگاه تو،دل عاشق ماست ای زلال نفست زمزمه بیداری تشنه سوخته جانم;زکرامت بنشان بوی ستاره در همه جا پیچید آن ترجمان مهر و وفاداری مرز هزار فاصله را طی کرد عطرش به قلب پنجره ها پیچید از بی نشانه های خدا کوچید بر لب شقایق ها، شعر زندگی جاری است در نگاه آیینه، هر چه هست زیبایی ست مژده شکوفایی می رسد دل ما را اشک شوق میجوشد، بویعشق می آید شام غم به سر آمد، مژده سحر آمد بهر شادمانی ها، دست عشق در کار است عید سبز میلاد است، چشم عاشقان روشن قاصدی زنور آمد، نغمه ظهور آمد از قبیله خورشید، از سلاله عشق است این طلوع زیبا را، عاشقانه باور کن! بوی باران، بوی باران میدهی با تو دل آیینه کاری میشود گل، گلِ روی ترا بو میکند در هوایت بیقرارم، بیقرار میبری با خود مرا تا دورها عطر پیغام سحر میآوری شب چراغان نگاه روشنت تو زلالی مثل دریاهای دور مژده داری از بهارانی که نیست با تو بوی عشق دارد سینه ام صبح از چشم تو سربر میزند ای زلال روشن و مهتابیام! چشمهایت آیه های روشن است ای تمام باورم از انتظار! با کوله باری از صفا لبریز میآیداز شهر شقایق ها از آسمان روشن چشمش میآید از شهر خدا، مردی به سمت آینه وا کردم، دری برای تماشایت دل هوایی من اینک، به شوق روی توبیتاب است تمام هستی من با تو، دوباره عطر خدا دارد به بام باور من روزی، اگر دوباره بیفروزی من غریبی دردمندم بی تو ای آرام جانم! بیقرار لحظه های دیر پای انتظارم فارغم از این و آن، تا به تو رو میکنم سیر گلستان عشق میکنم و سر خوشم قطره دریاییام، مست و تماشاییام اسیر غصه و غم ماندم، هزار بار ترا خواندم زمان بی تو نشستن ها، به انتظار تو ماندنها تو راز خلوت رؤیایی، تو صبح روشن فردایی هلال ماه خبر داده است، ز شهر فاصله میآیی دوباره زمزمه هاییسبز، زبان ذهن مرا وا کرد قسم به حرمت بیداری، به حق عشق و وفاداری ترا ای آشنا در انتظاریم بیا ای آرزوی تا همیشه! بیا تا از نگاه مهربانت زشرق آسمان آبی عشق
کلمات کلیدی: حضرت مهدی عج
|
|
| بشارت به حکومت حضرت مهدی « ع » در قرآن - توبه : 33 |
| ساعت ٢:٠۸ ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱/۳٠ |
|
«هو الذی ارسل رسوله بالهدی و دین الحقّ لیظهره علی الدین کلّه و لوکره المشرکون » (توبه: 33 )او کسی است که رسولش را با هدایت و آیین حق فرستاد، تا آن را بر همه آیین ها غالب گرداند هر چند مشرکان کراهت داشته باشند » |
|
| انتظار فرج |
| ساعت ٢:٤٥ ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱/٢٧ |
|
مقدمه انتظار فرج واژه آشنایی است که یکی از بزرگترین دگرگونیهای جهان را به همراه دارد، دگرگونی برای آن عده از افراد که بیصبرانه در اقیانوس متلاطم زندگی، سفینه نجات را میطلبند تا با تنها ناخدای کشتی حق و عدالت به سرزمین خوشبختیها قدم گذارند، در همان سرزمینی که صلح، صفا، برابری، برادری، امنیت، رفاه و آسایش و ... حاکم باشد، قرآن کریم هم میفرماید: " ما از پیش اطلاع دادهایم که وارث اصلی زمین، بندگان صالح و شایسته ما خواهند بود. برای همیشه زمین در اختیار ارباب شهوت و غضب و بندگان جاه و مقام و اسیران هوای نفس نخواهد بود". انتظار فرج در مذاهب مختلف جهان ما با سیری گذارا در کتب مقدسه ادیان و مذاهب مختلف جهان، به این حقیقت میرسیم که اعتقاد به ظهور مصلحی که در آخر الزمان ظهور کرده و جهانی را که پر از ظلم و بیعدالتی گشته، اصلاح کرده و عدالت را بر آن حاکم خواهد نمود، یک اعتقاد جهانی و همگانی است. به عنوان مثال در زبور میخوانیم که "قومها را به انصاف داوری خواهد کرد و یا در تورات آمده "اگر چه تاخیر کند برایش منتظر باش زیرا که البته خواهد آمد" در انجیل نیز آمده "آنگاه پسر انسان را ببنید که با قوت و جلال عظیم میآید" در کتب مقدسه هندوها نیز میخوانیم "کالکی مظهر دهم و یشنو، در انقضای کلی یا عصر آهن، سوار بر اسب سفید در حالیکه شمشیر برهنه درخشانی بصورت ستاره دنبالهداری در دست دارد ظاهر میشود و شریران را تماما هلاک میسازد" در کتب مقدسه مانویه نیز هست که "خرد شهر ایزد، در آخر الزمان ظهور کرده، عدالت را در جهان میگستراند" و کتب مقدسه زردشتیان بیان میدارد که "سوشیانس دین را به جهان رواج دهد". انتظار فرج در دین اسلام در اسلام نیز مسئله انتظار فرج، بسیار قدیمی است که یکی از نشانههای سابقه داشتن این اعتقادها، همانا ظهور عدهای از مدعیان مهدودیت، از اوائل اسلام به این طرف میباشد. در اسلام تا حدی به انتظار فرج اهمیت داده شده که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله آن را برترین اعمال امتش معرفی نموده و امام صادق علیهالسلام یکی از شرایط پذیرفته شدن اعمال بندگان را انتظار حکومت مهدی عجلالله (انتظار فرج) میدانند و در جایی دیگر میفرمایند که: صبح و شام در انتظار فرج و ظهور باش" همچنانکه در مقدمه نیز یادآور شدیم قرآن کریم هم میفرماید: __ " ما از پیش اطلاع دادهایم که وارث اصلی زمین، بندگان صالح و شایسته ما خواهند بود. برای همیشه زمین در اختیار ارباب شهوت و غضب و بندگان جاه و مقام و اسیران هوای نفس نخواهد بود". انتظار فرج در آئینه روایات
آری اینست فلسفه بزرگ مهدویت، در عین اینکه پیشبینی یک سلسله تکانهای شدید و نابسامانیها و کشتارها و بیعدالتیها است: پیش بینی یک آینده سعادت بخش و پیروزی کامل عقل بر جهل، توحید بر شرک، ایمان بر شک، عدالت بر ظلم، سعادت بر شقاوت است.
وظایف منتظران · خودسازی، و البته اصلاح نفس و پاکسازی درونی در صورتی به تکامل و اوج خود خواهد رسید که انسان در آرزوی پاکسازی جهان بوده و تنها به تهذیب خویش نپردازد، در واقع کسی منتظر ظهور میباشد که علاوه بر اعتقاد، امید و انتظار، بر اساس انتظار و امید، عمل نماید. امام صادق علیهالسلام میفرمایند: هر کس دلشاد است که از یاران حضرت قائم به شمار آید، باید چشم به راه بوده و به پارسایی و نیکوئی رفتار کند چنین کسی منتظر حقیقی است... · دعا کردن از برای حفظ وجود آن مصلح حقیقی در آخر الزمان از شر شیاطین جن وانس و تعجیل ظهور ایشان.
· صدقه دادن با هر چیزی که ممکن باشد برای حفظ وجود مبارک آن حضرت.
· برخاستن از برای تعظیم، زمان شنیدن نام ایشان بخصوص شنیدن لقب قائم.
· مسئلت از خداوند برای حفظ دین و ایمان در آخر الزمان در زمان غیبت.
منابع 1. علامه مجلسی، بحارالانوار 2. شیخ عباس قمّی، منتهی الامال، انتشارات هجرت، چاپ ششم 3. فریده گل محّمدی، رسالت جهانی حضرت مهدی عجلالله، دانش اسلام، چاپ هفتم 4. سید مرتضی مجتهدی سیستانی، صحیفه مهدیه، مترجم موسسه اسلامی ترجمه، نشر الماس، پاییز 82 5. عمران علیزاده، سخنان حضرت مهدی عجل الله، انتشارات خضراء، اردیبهشت 1363 6. شهید مطهری، امدادهای غیبی در زندگی بشر به ضمیمه چهار مقاله دیگر.
|
|
| انتظار و ظهور منجی در ادیان الهی |
| ساعت ٢:٥٠ ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱/٢۳ |
|
اعتقاد به ظهور منجی و امام مهدی علیه السلام در همه ادیان به عنوان یک وجه مشترکی می باشد : ادیان الهی در این باور توحیدی هیچ منافاتی با یکدیگر ندارندو اعتقاد به آخرالزمان و ظهور منجی و اصلاحگر توانمند و بزرگ جهانی از آرمانهای مشترک تمام ادیان و مذاهب زنده دنیا به شمار میرود. اما این مسأله در مذهب شیعه به گونهای متمایز مطرح است چرا که هویت اساسی شیعه و رمز ماندگاری، پویش و جوشش آن در طول تاریخ در پیوند با اندیشه سرخ حسینی و امید سبز مهدوی معنا میشود. |
|
| حضرت امام مهدی ارواحنا له الفداء |
| ساعت ٢:٥٢ ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱/٢٠ |
|
· بههم خوردن مراسم ازدواج نرجس · ازدواج نرجس خاتون با امام عسکری علیه السلام · اسامی زمان و مکان ولادت زمان و مکان تولد: مادر امام مادر حضرت مهدی علیه السلام، دختر یشوعا فرزند قیصر روم بود؛ نام اصلی آن بانو ملیکه است که پس از ازدواج با امام حسن عسگری علیه السلام به نامهای دیگری مشهور شد؛ مشهورترین آنها عبارتند از نرجس، ریحانه، صقیل، سوسن و حکیمه، که در این میان« نرجس» از همه مشهورتر است. بههم خوردن مراسم ازدواج نرجس سیزده ساله بود که جدش ـ قیصر روم ـ مراسم بسیار مجلل و باشکوهی ترتیب داد، تا او را به عقد برادرزاده اش در آورد؛ ولی بر اثر حادثهای شگفتآور، تخت برادر زادهاش سرنگون شد و او در دم جان سپرد. پس از او بار دیگر مراسم مشابهی ترتیب یافت تا ملیکه به عقد ازدواج برادرزاده دیگر قیصر در آید، ولی او نیز به سرنوشت برادر خود دچار شد.
ازدواج نرجس خاتون با امام عسکری علیه السلام نرجس خاتون در خانه حکیمه، دختر امام جواد علیه السلام، بهسر میبرد تا اینکه روزی امام حسن عسگری به خانه عمه خود رفت و نرجس خاتون توجه امام را به خود جلب کرد. دوران بارداری نرجس خاتون همانند بارداری مادر موسی علیه السلام مخفی بود و کسی از آن آگاهی نداشت، چرا که دشمنان مترصد بودند آن حضرت را به قتل برسانند. کیفیت ولادت شب پانزدهم شعبان سال 255 هجری قمری، حکیمه به خانه امام حسن عسکری علیهالسلام رفته بود. نزدیک غروب آفتاب تصمیم گرفت برگردد که امام حسن به او فرمود شب را در همان جا بماند چرا که قرار است مهدی علیه السلام متولد گردد. آداب پس از ولادت امام حسن عسکری برای فرزندش گوسفندان زیادی عقیقه کرد و شیعیان را اطعام نمود. اسامی امام زمان علیهالسلام نامهای گوناگونی دارد که بسیاری از آنها لقبهایی است که از جهت خصوصیات و صفات مختلف، به او دادهاند. دوران کودکی چنانچه گفته شد، حضرت مهدی علیه السلام از همان آغاز ولادت و دوران کودکی ـ بلکه پیش از ولادت ـ در خفا بهسر میبرد و جز تعداد کمی از شیعیان و یاران خاص پدرش، کسی موفق به دیدار و ملاقات با او نمیشد. از اینرو از حوادث دوران کودکی آن حضرت اطلاعات زیادی در دست نیست. امام زمان دارای ویژگیهایی است که از یک جهت به همه انبیاء و اولیاء شباهت دارد ولی از جهت دیگر با تمام آنان تفاوت دارد. قیام آن حضرت که آرزوی تمام شیعیان و مظلومان تمام جهان است دارای ویژگیهایی است که در روایات ائمه معصومین به آنها اشاراتی شده است و همچنین در قبال آن حضرت و قیام جهانی وی وظایفی برای شیعیان و موالیان حضرت آورده شده است.
|
|
| مهدویت و انتظار در اندیشه شهید مطهری |
| ساعت ٢:٥٦ ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱/۱٦ |
|
مقدّمه بحث انتظار و ظهور مهدی موعود ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ از ابعاد گوناگونی مورد چالش قرار گرفته است؛ از جمله: 1. مهمترین فلسفهای که برای تحقّق قیام مهدی برشمردهاند، تحقّق عدالت فراگیر و گسترده است. با توجّه به اینکه یکی از علل ضرورت معاد نیز همین ضرورت تحقّق کامل است و با توجّه به اینکه دنیا فقط دارگذر، و اصل و مقصد نهایی، آخرت است، دیگر تحقّق عدالت فراگیر در دنیا چه ضرورتی دارد و چرا باید در این دنیا انتظارف عدالت داشته باشیم؟ 2. در آیات و احادیث برای برخی اعمال جایگاه خاصی قائل شدهاند: نماز ستون دین دانسته شده، و امربه معروف و نهی از منکر، مایه قوامف بقیه احکام، و... . در این میان انتظار فرج، افضل اعمال شمرده شده است. چرا انتظار، چنین جایگاهی دارد؟ به ویژه اگر توجّه کنیم که در بقیه موارد، فعل ایجابی و اقدام صورت میگیرد؛ اما ظاهراً انتظار، فعل سلبی و اقدام نکردن و منتظر ماندن است. چگونه کاری نکردن مهمترین و برترین کار دانسته شده است؟ 3. یکی از مباحثی که امروزه جدّی مطرح میشود، بحث جهانیشدن است و میدانیم حکومت مهدی(عج) نیز حکومت جهانی است. قیام او فلسفهای جهانی دارد و الگوی اسلامی جهانیشدن را میتوان همان حکومت مهدی(عج) دانست. اگر از این زاویه نگریسته شود، آیا جهانیشدن رنگ و بوی دیگری نخواهد گرفت و در آن صورت، وظیفه ما در قبال آنچه امروزه به صورت جهانیشدن مطرح شده، چیست؟ گذشته از اینگونه پرسشها که در خصوص اصل مهدویت و انتظار مطرح است، خود مفهوم انتظار، در درون خود نیز با چالشهایی جدّی مواجه است که شاید مهمترین آنها این باشد که با توجه به اینکه در احادیث آمده ظهور، زمانی رخ میدهد که جهان پر از ظلم شده باشد، آیا هرگونه تلاش اصلاحی عملاً ظهور را به تاخیر نمیاندازد؟ اگر باید منتظر ظهور بود، پس باید از اقدامات اصلاحی دست برداشت و این به معنای نفی وظایف اجتماعی است که در دین بر دوش انسان گذاشته شده است (نظیر امر به معروف و نهی از منکر)، و اگر قرار است به آن وظایف عمل کنیم، دیگر چگونه میتوان منتظر بود؟ به بیان دیگر اگر قرار است سیر بشر با این اصلاحات ما، سیر تکاملی باشد، این سیر به همین ترتیب به آخر میرسد و دیگر چه نیازی به ظهور مهدی؟ اینها و سؤالاتی از این دست، نگاهی دوباره و عمیق به مسأله مهدویت در اسلام را میطلبد که میتوان کلّ مسأله را در این جمله خلاصه کرد: از ما خواسته شده: انتظار ظهور و قیام مهدی(عج) را داشته باشیم، و مسأله ما این است که چرا و چگونه؟ در این مقاله قصد داریم با استفاده از اندیشههای شهید مرتضی مطهری پاسخ این سؤال را به دست آوریم. سؤال از چرایی، دوگونه پاسخ میتواند داشته باشد: یک بار، سؤال چرایی، سؤال از علل شیء است و اینجا باید به تبیین فلسفه مهدویت پرداخت؛ یعنی سؤال از اینکه چرا باید منتظر بود، به این برمیگردد که چرا قیام مهدی ضرورت دارد که انتظار آن ضرورت داشته باشد؟ پاسخ دیگر، پاسخ از طریق نتایج (معلولات شیء) است؛ یعنی باید منتظر بود؛ زیرا منتظر بودن، این آثار را برای ما به همراه دارد؛ امّا بحث از چگونگی، بین این دو نحوه چرایی قرار میگیرد. این بحث از طرفی متفرّع بر فلسفه مهدویت است؛ زیرا برای معلوم شدن چگونگی انتظار ابتدا باید متعلَّق آن معلوم شود. روشن است که انتظار حمله دشمن را داشتن، چگونگیای غیر از انتظار ورود میهمان داشتن را اقتضا میکند. اینجا پس از شناخت ضرورت و فلسفه قیام موعود جهانی است که میتوان به این پرداخت که این قیام چگونه تحوّلی در تاریخ و جامعه بشری است و چگونه انتظاری را از ما میطلبد. از طرف دیگر، زمانی میتوان سخن از آثار و نتایج این انتظار به میان آورد که چگونگی این انتظار معلوم شده باشد تا بگوییم چنین انتظاری چنان ثمرهای خواهد داشت. بدین ترتیب بحث را در سه بخش ادامه میدهیم: در بخش اوّل (فلسفه مهدویت و ضرورت انتظار) و سوم (ثمرات انتظار)، درباره چرایی انتظار سخن خواهیم گفت و در بخش دوم (نحوه انتظار و وظیفه ما) در خصوص چگونگی آن. بخش اوّل: فلسفه مهدویت و ضرورت انتظار در فلسفه اسلامی، قاعدهای به نام قاعده تلازم حد و برهان وجود دارد. به اقتضای این قاعده، هرگونه برهانی که بر مسالهای اقامه شود، به شناخت (حد) بهتر آن خواهد انجامید و بالعکس. (ابراهیمی دینانی، 1372: ج 3، ص 240 ـ 249). این بحث ما نیز بر همین روش مبتنی است؛ یعنی اگر بخواهیم شناخت مناسبی از مهدویت به دست آوریم، یک راه این است عللی که ضرورت مهدویت را ایجاب کرده، بررسی کنیم. به نظر میرسد مهمترین دلیل ضرورت موعود جهانی، همان فلسفه بعثت انبیا است که فلسفه خلقت نیز هست (مطهری، 1372 الف، ص 69 ـ 73). فلسفه خلقت، عبادت و عبودیت است که حقیقت عبودیت، تقرب به خدا است و فلسفه بعثت نیز طبق آیات متعدّدی از قرآن کریم، توحید و عدالت اجتماعی معرّفی شده که مطابق شرح دقیق شهید مطهری، عدالت نیز برای توحید است (همان: ص 74 ـ 85)، و مهمترین ضرورت قیام موعود جهانی نیز پرکردن زمین از عدل و قسط است؛ امّا چنانکه گفته شد، اگر قرار است عدالت کامل در آخرت محقّق شود، دیگر چه اصراری هست که در دنیا هم محقق شود؟ پاسخ به این سؤال، به نوع نگاه ما به انسان، عدالت و آخرت برمیگردد که در چند بند توضیح میدهیم: 1. جایگاه انسان در نظام آفرینش: از منظر قرآن کریم، انسان به زمین نیامده که در زمین بماند؛ بلکه آمده تا مسیر حرکت به سوی خدا را طی کند و به مقام شایسته خویش که همان مقام خلیفه اللّهی است برسد؛ یعنی مظهر صفات خدا گردد. انسان، آنگونه که ملائکه پنداشتند، فقط موجودی نیست که در زمین فساد و خونریزی کند؛ بلکه سکّه وجودش، روی دیگری دارد که همان فلسفه آفرینش او است و در واقع آنچه در انسان اصالت دارد، همان ارزشهای متعالی وجود او است (همان، ص 52 ـ 54). 2. اصل فطرت: با توجّه به مطلب پیشین، انسان موجود خنثا نیست که صرفاً تحت تاثیر عوامل خارجی واقع شود؛ بلکه در ذات خود، شخصیت واقعی و جهتگیری حقیقی به سمت کمال دارد که این جهتگیری، همان فلسفه اصلی وجود او است و امری است که میتوان روی آن سرمایهگذاری کرد (مطهری، 1375). این سرمایه اوّلیه به قدری اهمیت دارد که وجود هرگونه باطلی کاملاً تبعی و طفیلی این سرمایه حق است و در عالم، باطل محض وجود ندارد؛ بلکه همه باطلها در اثر افراط و تفریط در حق پدید میآیند و هویت مستقلی ندارند (مطهری، 1372 ب، ص 35 ـ 37). به بیان دیگر، انسان یک ظرف خالی محض نیست که از بیرون و تحت تاثیر عوامل خارجی پر شود؛ بلکه بذر یک سلسله بینشها وگرایشها در نهاد او نهفته است و بدین سبب انسان باید پرورش داده شود، نه اینکه مانند یک مادّه صنعتی، ساخته شود (مطهری، 1371: ص 35). 3. رابطه فرد و جامعه: در اسلام، هم فرد اصالت دارد و هم جامعه. دیدگاه اسلام نه اصالت فردی محض است که جامعه را فقط اعتباری و قراردادی بداند، نه اصالت جمعی صرف است که هیچگونه اصالت و هویتی برای فرد قائل نباشد؛ بلکه باید گفت: افراد انسان که هر کدام با سرمایهای فطری و سرمایهای اکتسابی از طبیعت، وارد زندگی اجتماعی میشوند، روحاً در یکدیگر ادغام میشوند و هویت روحی جدید که از آن به روح جمعی تعبیر میشود، مییابند. این ترکیب یک نوع ترکیب طبیعی مخصوص به خود است که برای آن شبیه و نظیری نمیتوان یافت. این ترکیب از آن جهت که اجزا در یکدیگر تاثیر و تأثّر عینی دارند و موجب تغییر عینی یکدیگر میگردند و اجزا هویت جدیدی مییابند، ترکیب طبیعی و عینی است؛ امّا از آن جهت که کل و مرکّب به عنوان یک واحد واقعی وجود ندارد، با سایر مرکّبات طبیعی فرق دارد؛ یعنی در سایر مرکّبات طبیعی، ترکیب، ترکیب حقیقی است؛ زیرا اجزا در یکدیگر تاثیر و تاثّر واقعی دارند و هویت افراد هویتی دیگر میگردد و مرکّب هم یک واحد واقعی است؛ یعنی صرفا هویتی یگانه وجود دارد و کثرت اجزا تبدیل به وحدت کل شده است؛ امّا در ترکیب جامعه و فرد، ترکیب، ترکیب واقعی است؛ زیرا تاثیر و تأثّر و فعل و انفعال واقعی رخ میدهد و اجزای مرکّب که همان افراد اجتماعند، هویت و صورت جدید مییابند؛ امّا به هیچ وجه، کثرت تبدیل به وحدت نمیشود و انسان اکمل به عنوان یک واحد واقعی که کثرتها در او حل شده باشد، وجود ندارد. انسان اکمل، همان مجموع افراد است و وجود اعتباری و انتزاعی دارد (مطهری، 1374، ص 27 ـ 26)؛ بنابراین، تحقّق سعادت فرد بماهو فرد، لزوماً به معنای تحقّق سعادت جامعه بماهو جامعه نیست؛ چرا که هر دو اصالت دارند و زمانی میتوان واقعاً سعادت انسانی را محقّق شده دانست که افزون بر سعادت فرد، سعادت جامعه نیز محقّق شود. 4. رابطه دنیا و آخرت: آخرت باطن دنیا است بدین معنا که عالم آخرت عالمی کاملاً مستقل نیست که بعد از پایان زمانی دنیا،تازه آغاز شود؛ بلکه با نظر عمیق به آیات و روایات میتوان دریافت که آخرت در باطن دنیا قرار دارد؛ پس جزای آخرتی، نه جزای قراردادی است و نه حتی رابطه علّی و معلولی با اعمال دنیایی دارد؛ بلکه جزای آخرتی به ظهور رسیدن باطن همین اعمالی است که در دنیا انجام میدادهایم (مطهری، 1373 الف، ص 201، و نیز 1373 ب، ص 30 ـ 32)؛ پس میتوان گفت: سعادت آخرتی، تجلّی باطنی و واقعی سعادت دنیایی است؛ بدین لحاظ که در تعبیر قرآن کریم، انسانی که از یاد خدا غافل باشد، گرچه انواع امکانات رفاهی در اختیارش باشد، باز زندگیاش سخت و ناخوشایند است و در مقابل، اولیای خدا هر قدر هم که به لحاظ ظاهری در رنج و سختی باشند، در خوشی و آرامش کاملند. بدین ترتیب، برای تحقّق عدالت واقعی در قیامت باید هم به لحاظ فردی و هم به لحاظ اجتماعی، انسانف کمال یافته در دنیا وجود داشته باشد. 5. انواع کمال انسانی: اعمال انسان در زندگیاش را میتوان از حیث چهار رابطه بررسی کرد: رابطه او با خود، با خدا، با دیگر انسانها، و با طبیعت؛ امّا میتوانیم با نظری دقیقتر بگوییم که بازگشت این چهار رابطه به دو رابطه است: رابطه با خدا و رابطه با دیگران. همانگونه که کمال انسانی از حیث رابطهاش با خدا مطرح است، از حیث رابطه انسانها با همدیگر نیز بحث رسیدن به کمال انسان، قابل بررسی است. بدین ترتیب میتوان گفت: به رغم اینکه پیامبر خاتم… کسی است که به لحاظ فردی تمام مراتب کمال انسانی را پیموده است (الخاتَم مَن ختم المراتب بأسرها)، امّا هنوز لزوماً انسان تمام مراتب کمال خویش را سپری نکرده؛ زیرا این مراتب کمال را به لحاظ اجتماعی نیز باید بپیماید و البتّه این نقصی بر مقام پیامبر خاتم… نیست؛ بلکه نقصی بر مجموعه انسانها است که هنوز آماده تحقق آن کمال جمعی نشدهاند. به بیان دیگر، با توجّه به اینکه جدا از فرد، جامعه هم اصالت دارد، به کمال رسیدن جامعه هم موضوعیت دارد و این به کمال رسیدن باید در عالم انسانی تحقّق یابد که شاید فلسفه رجعت نیز همین باشد. بدین ترتیب، همانگونه که به لحاظ فردی برای تحقق مقام خلیفهاللهی که خدا برای انسان در نظر گرفته، باید انسانی وجود داشته باشد که آن مقام در او تحقّق یابد، به لحاظ اجتماعی نیز برای تحقّق مقام خلیفهاللهی باید جامعه کاملی در جهان پیدا شود. جالب اینجا است همانطور که انسان به لحاظ فردی جسمانیه الحدوث و روحانیه البقا است (صدرالمتألهین شیرازی، 1410: ج8، ص347)، به لحاظ اجتماعی هم سیر حرکتی او از نهادهای اقتصادی آغاز میشود و به نهادهای فرهنگی میانجامد: انسان در اثر همه جانبه بودن تکاملش، تدریجاً از وابستگیاش به محیط طبیعی و اجتماعی، کاسته، و به نوعی وارستگی که مساوی است با وابستگی به عقیده و ایمان، افزوده است و در آینده به آزادی کامل معنوی دست خواهد یافت (مطهری، 1371، ص37). سیر تکاملی بشریت به سوی آزادی از اسارت طبیعت مادّی و شرایط اقتصادی ومنافع فردی و گروهی و به سوی هدفی بودن و مسلکی بودن و حکومت و اصالت بیشتر ایمان و ایدئولوژی بوده و هست. اراده بشر ابتدایی بیشتر تحت تاثیر محیط طبیعی و محیط اجتماعی و طبیعت حیوانی خودش شکل گرفته و متأثر شده است؛ ولی اراده بشر مترقّی در اثر تکامل فرهنگ و توسعه بینش وگرایش به ایدئولوژیهای مترقّی، تدریجاً از اسارت محیط طبیعی و اجتماعی و غرایز حیوانی آزادتر شده و آنها را تحت تاثیر قرار داده است (مطهری، 1371: ص 48 و 49). 6. واقعی بودن آرمانهای اسلام: نکته مهمّی در آموزههای اسلام هست و آن اینکه تمام آرمانهایی که در اسلام مطرح شده، واقعی و عینی و دست یافتنی است. مکاتب جدیدی که چند قرن اخیر در جهان غرب پیدا شده و آرمانهایی را مطرح کردهاند، به طور عمده معترف بودهاند که آرمان آنها از نوع ایدهآل است و توصیه آنها برای رسیدن به آن آرمان، صرفاً توصیه روشی است؛ یعنی بکوشید حتّیالامکان به آن سمت و سو بروید؛ هر چند معلوم است که آن آرمان، سرانجام، دست نیافتنی است. در واقع مدینههای فاضله آنها، اتوپیایی نبوده که واژه ایدهآل ترجمه دقیقی از آرمان آنها است؛ امّا آرمانهای اسلامی، صرفاً ایدهآل و غیر عینی نیست. اسلام، انسان را تا حدّ خلیفهاللهی میخواهد و قبل از هر چیز نمونه آن را (پیامبر اکرم… و امیر مؤمنان(ع)) به جامعه بشری عرضه میکند تا بدانند این آرمان، به وسیله انسانها دست یافتنی است. به همین ترتیب، اگر از ما میخواهد جامعهای با عدالت کامل در دنیا برقرار کنیم، تحقّق آن را هم امری واقعی میداند، نه صرفا همچون آرمانی دست نیافتنی. 7. تقابل حقّ و باطل و غلبه نهایی حق: هر چند در مجموع، حرکت تاریخ، تکاملی است، ولی سیر تکاملی آن جبری و لایتخلّف نیست و چنین نیست که هر جامعهای در هر مرحله تاریخی لزوماً نسبت به مرحله قبل از خود کاملتر بوده باشد. نظر به اینکه عامل اصلی این حرکت، انسان است که موجودی مختار و آزاد و انتخابگر میباشد، تاریخ در حرکت خود نوسانات دارد؛ ولی در مجموع خود، یک خط سیر تکاملی را طی کرده و میکند (مطهری، 1371، ص 47 و 48). به بیان دیگر، از ویژگیهای انسان، تضاد درونی میان غرایز متمایل به پایین است که هدفی جز امر فردی و محدود و موقّت ندارد و گرایشهای متمایل به بالا که میخواهد از حدود فردیت خارج شود و همه بشر افراد را در برگیرد. نبرد درونی انسان که قدما آن را نبرد میان عقل و نفس می خواندند، خواه ناخواه به نبرد میان گروههای انسانها هم کشیده میشود؛ یعنی نبرد میان انسانهای کمال یافته و آزادی معنوی به دست آورده با انسانهای منحط و حیوان صفت، که قرآن کریم آغاز این نبرد را در داستان دو فرزند آدم، هابیل و قابیل منعکس کرده است (همان: ص 38 و 39). در طول تاریخ گذشته و آینده، نبردهای انسان تدریجاً بیشتر جنبه عقیدتی و مسلکی پیدا کرده و میکند و انسان تدریجاً از لحاظ ارزشهای انسانی به مراحل کمال خود، یعنی به مرحله انسان آرمانی و جامعه آرمانی نزدیکتر میشود تا آنجا که در نهایت امر، حکومت و عدالت، یعنی حکومت ارزشهای انسانی که در تعبیرات اسلامی از آن به حکومت مهدی تعبیر شده است، مستقر خواهد شد و از حکومت نیروهای باطل و حیوان مآبانه و خودخواهانه و خودگرایانه اثری نخواهد ماند (همان، ص 44). نکته جالب توجّه اینکه بر اساس پارهای از احادیث، قیام مهدی ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ زمانی رخ خواهد داد که سعید و شقی به نهایت کار خود رسیده باشند (همان، ص 66)؛ یعنی هر چه این حرکت تاریخ به جلو میرود، هم شقی شقیتر و هم سعید سعیدتر میشود، و چنین جامعهای است که میتواند زمینهساز قیام نهایی حق و باطل شود. 8 . ایمان به غیب و امدادهای غیبی: نکته بسیار مهمّی که در این جنگ حق و باطل نباید مورد غفلت واقع شود، این است که نظام جهان، نظام اخلاقی است. در منظر دینی، جهان چنین نیست که در برابر عمل خوب و بد واکنش یکسانی داشته باشد و این همان چیزی است که از آن تحت عنوان امدادهای غیبی یاد میشود. قرآن کریم میفرماید: إفن تَنصفرفوا اللَّهَ ینصفرْکفمْ (محمد (47): 7)، وَمَن یتَّقف اللَّهَ یجْعَل لَّهف مَخْرَجًا (طلاق (65): 2)، إفن یکفن مّفنکفمْ عفشْرفونَ صَابفرفونَ یغْلفبفواْ مفئَتَینف (انفال (8): 65) و ... که همگی حکایت دارد معادلات حاکم بر جهان، بسیار بیشتر از معادلات مادّی و عادی است که با چشم سر مشاهده میشود که یکی از این معادلات مهم، آمدن حضرت مهدی برای نبرد نهایی حقّ و باطل است و به تعبیر دقیق شهید مطهری: از مجموع آیات و روایات استنباط میشود که قیام مهدی موعود (عج) آخرین حلقه از مجموع حلقات مبارزات حق و باطل است که از آغاز جهان برپا بوده است (مطهری، 1371: ص68)، و این همان امداد غیبی است که شامل جبهه اهل حق میشود. باید توجّه کرد که در منطق قرآن کریم، شمول امدادهای غیبی نه تنها منافاتی با تلاش و حرکت ما ندارد، بلکه اساساً، اگر ما بکوشیم، این امدادها از راه میرسند. اگر خدا را یاری کنید، خدا یاریتان میکند. در آیه وَمَا رَمَیتَ إفذْ رَمَیتَ وَلَـکفنَّ اللّهَ رَمَى (انفال (8): 17) نمیفرماید تو کناری نشسته بودی و تیری از غیب آمد و به دشمن خورد؛ بلکه میفرماید آن تیری را که تو پرتاب میکنی ما به هدف میزنیم که اگر تو باشی و خودت، معلوم نیست آن تیر به هدف بخورد. 9. بعد از قیام مهدی(عج): واپسین نکتهای که در شناخت مهدویت ضرورت دارد، این است که حکومت مهدی آغاز حرکت اصلی انسان است، نه پایان کار، و این حفسن مهم آرم |







