به سردی لبخند غروب...

عشق ، يعني لذت بردن از خوشبختي ديگران

احادیث متفرقه
ساعت ۳:۱٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٦/٢   کلمات کلیدی: متفرقه ،دینی و مذهبی ،قران ،عمومی

- پیامبر(ص)

فی المناقب لابن شهر آشوب:

کان النبی(ع) قبل المبعث موصوفاً بعشرین خصله من خصال الأنبیاء. لوانفرد أحد بأحدها لدل علی جلاله، فکیف من اجتمعت فیه؟ ! کان نبیاً أمیناً، صادقاً، حاذقاً، أصیلاً، نبیلاً، مکیناً، فصیحاً، نصیحاً، عاقلاً، فاضلاً، عابداً، زاهداً، سخیاً، کمیاً، قانعاً، متواضعاً، حلیماً، رحیماً، غیوراً، صبوراً، موافقاً، مرافقاً، لم یخالط منجما و لا کاهنا و لا عیافاً؛

پیامبر خدا(ص) پیش از آن که مبعوث شود، بیست خصلت از خصلت های پیامبران را دارا بود که اگر فردی یکی از آنها را داشته باشد، دلیل بر عظمت اوست چه رسد به کسی که همه آنها را دارا باشد، آن حضرت پیامبری امین، راستگو، ماهر، اصیل، شریف، والامقام، سخنور، خیرخواه، خردمند، با فضیلت، عابد، زاهد، سخاوتمند، دلیر و جنگاور، قانع، فروتن، بردبار، مهربان، غیرتمند، صبور، سازگار و نرمخو بود، با هیچ منجم(قائل به تأثیر ستارگان)، غیب گو و پیش گویی هم نشین نبود.

کعب الاحبار:

إنا نجد فی التواره: محمد النبی المختار لا فظ و لا غلیظ و لا صخاب فی الأسواق و لا یجزی السیئه السیئه و لکن یعفو و یغفر؛

ما در تورات چنین می خوانیم، محمد پیامبر برگزیده، نه تند خوست و نه خشن و نه اهل جارو جنجال. در کوچه و بازار، بدی را با بدی جواب نمی دهد، بلکه می بخشد و گذشت می کند.

عایشه:

عائشه کان(ص) ألین الناس و أکرم الناس و کان رجلاً من رجالکم إلا أنه کان ضحاکاً بساماً؛

عایشه: رسول خدا(ص) نرمخوترین و بزرگوارترین مردم بود. او هم مردی چون مردان شما بود، با این تفاوت که همواره خنده و تبسم بر لب داشت.

فی المناقب لاین شهر آشوب:

کان النبی(ص) لا یقوم و لا یجلس إلا علی ذکر الله؛

در مناقب ابن شهر آشوب آمده است: پیامبر خدا(ص) بر نمی خاست و نمی نشست مگر با ذکر خدا.

داود بن الحصین:

فی صفه النبی(ص) - : کان رجلاً أفضل قومه مروءه و أحسنهم خلقاً و أکرمهم مخالطهً و أحسنهم جواراً و أعظمهم حلماً و أمانه و أصدقهم حدیثاً و أبعدهم من الفحش و الأذی و مارئی ملاحیاً و لا مماریاً أحداً حتی سماه قومه الأمین لما جمع الله له من الامور الصالحه فیه، فلقد کان الغالب علیه بمکه الأمین؛

داود بن حصین- در اوصاف پیامبر(ص) - : او مردی بود که از همه قوم خود جوانمرتر، خوش اخلاق تر، خوش برخوردتر، همسایه دارتر، بردبار تر، امانتدار تر، راستگوتر، و از بد زبانی و آزار رسانی به دورتر بود. هرگز دیده نشد که با کسی کشمکش و مجادله کند. خداوند اخلاق و صفات پسندیده را در آن حضرت جمع کرده بود تا جایی که قومش او را امین نامیدند و در مکه غالباً با لقب امین از ایشان یاد می شد.

عایشه:

ما کان خلق أبغض إلی رسول الله(ص) من الکذب و ما اطلع منه علی شی ء عند أحد من أصحابه فیبخل له من نفسه حتی یعلم أن أحدث توبه؛

هیچ خصلتی نزد رسول خدا(ص) منفورتر از دروغ نبود و هرگاه مطلع می شدند یکی از اصحابشان دروغی گفته است، به او بی اعتنایی می کردند تا آن که می فهمیدند توبه کرده است.

فی المناقب لابن شهر آشوب:

کان النبی(ص)... یجالس الفقراء و یواکل المساکین؛

در مناقب ابن شهر آشوب آمده است: پیامبر خدا(ص) با تهیدستان می نشستند و با مستمندان غذا می خوردند.

2- دوستی

لقمان حکیم(ره):

یا بنی لا تعد بعد تقوی الله من أن تتخذ صاحباً صالحاً.

فرزندم بعد از تقوای الهی از گرفتن دوست شایسته نگذر.

لقمان حکیم(ره):

یا بنی اتخذ ألف صدیق و ألف قلیل و لا تتخذ عدواً واحداً و الواحد کثیرٌ؛

فرزندم هزار دوست بگیر که هزار دوست هم کم است و یک دشمن مگیر که یک دشمن هم زیاد است.

3- قناعت

حدیث قدسی:

أوحی الله تعالی داود(ع) وضعت الغنی فی القناعه و هم یطلبونه فی کثره المال فلا یجدونه؛

خداوند متعال به داود(ع) وحی کرد: من بی نیازی را در قناعت نهاده ام، اما مردم آن را در فراوانی مال می جویند. از این رو نمی

یابندش.

4- نصیحت

لقمان حکیم(ره):

یا بنی ... علیک بالموعظه فاعمل بها فإنها عند العاقل أحلی من العسل الشهد؛

فرزندم نصیحت را بپذیر و به آن عمل کن که نصیحت نزد عاقل از عسل ناب شیرین تر است.

5- حلال

فی الحدیث یا احمد إن العباده عشره أجزاء: تسعه منها طلب الحلال فإذا طیبت مطعمک و مشربک فأنت فی حفظی و کنفی؛

در حدیث قدسی آمده است که خداوند می فرماید: ای احمد همانا عبادت ده جزء است که نه جزء آن طلب روزی حلال است، پس

چون خوراکی و نوشیدنی خود را پاک کردی در پناه و حمایت من هستی.

6- زن

أکثر الخیر فی النساء؛

بیشترین خیر و برکت در زنان است.

7- جهنم

حدیث قدسی:

فیما اوحی إلی عیسی(ع) هی (یعنی النار) دار الجبارین و العثاه الظالمین و کل فظ غلیظٍ و کل مختال فخور؛

به عیسی(ع) وحی شد که جهنم سرای جباران و سرکشان ظالم است و جایگاه هر تند خوی خشن و هر تکبر مغروری.