به سردی لبخند غروب...

عشق ، يعني لذت بردن از خوشبختي ديگران

نرجس خاتون در شب ولادت امام مهدی علیه السلام
ساعت ۱٠:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٥/۸   کلمات کلیدی: دینی و مذهبی ،قران ،حضرت مهدی عج ،عمومی

 

حکیمه خاتون می گوید:« شب تولد  امام زمان علیه السلام     نزد نرجس بودم. نرجس مشغول نماز شب بود که ناگهان نمازش را شکست و مضطرب شد. او را در آغوش گرفتم، به سینه چسباندم و آیه « بسم الله الرحمن الرحیم» را برایش خواندم


 امام  حسن  علیه  السلام 
از بیرون اتاق صدا زد:« سوره قدر را بخوان

سوره قدر را تلاوت کردم و از نرجس حالش را پرسیدم
.


نرجس گفت :« آثار آنچه مولایم فرموده بود، آشکار شده! » بار دیگر سوره قدر را تلاوت کردم. همان‌گونه که قرآن می‌خواندم، مهدی علیه السلام نیز در شکم مادر با من همراهی می‌کرد؛ پس از پایان سوره نیز به من سلام فرمود
.


با شنیدن صدای مهدی از شکم مادرش، به هراس افتادم ولی امام حسن علیه السلام فرمود: « از کار خدا تعجّب نکن! خداوند تبارک و تعالی ما را در کودکی به حکمت، گویا می‌کند و در بزرگی در زمین، حجّت قرار می‌دهد


سخن امام علیه السلام به پایان نرسیده بود که نرجس از چشم من پنهان شد و دیگر او را ندیدم؛ گویا میان من و او پرده ای زده شده بود

 
منابع
:
بحارالانوار، 51 / 2 و 3 و 17 و 18 و 12 و 13 احادیث 3 و 4 و 25 ------ کمال الدین